شهید محمود کاوه
By: Admin (Admin) پنج‌شنبه 10 آبان 1386

روز اول جنگ محمود با یکی دیگر از نگهبان های بیت امام (ره) رفتند که اجازه بگیرند. امام (ره) فرستادشان جبهه.

رفت جبههه جنوب ولی زیاد نماند. چمران گفته بود : این جوان با این جسارتش به درد کردستان می خورد. ضد انقلاب ها برای سر بعضی پاسدارها هزارتومان جایزه می گذاشتند. خیلی که ارزش طرفشان می رفت بالا، سرش را سه هزار تومان هم می خریدند. محمود که آمد ، به یک یدو هفته نکشید ، رفت توی لیست سه هزار تومانی ها.

دو تا تیر خورده بود پهلوش ، یکی هم به روده هاش . چهل سانت از روده هاش رفته بود جاش روده مصنوعی گذاشتند. قیافه شهر عوض شد. ضد انقلاب ها شهر را چراغانی کردند و نقل وشیرینی دادند.

لباس هاش را خواست و با امضای خودش از بیمارستان مرخص شد. توی شهر یکی از آن ها را دیدگفت: برو به ارباب هات بگو ، کاوه زنده است ... جشن و همه چیزشان ریخت به هم.

می دانست همه درها قفل شده ، می دانست احتمال پیروزی کم است اما دلش پیش جنازه هایی بود که شب قبل روی حاج عمران جا مانده بود. می گفت: کلی شهید و زخمی افتادن اونجا. باید بیاریم شون. آن شب ، خودش هم شد یکی از همان شهدا. جنازه اش را با هزار مکافات آوردندعقب...